Showing posts with label سایر مطالب. Show all posts
Showing posts with label سایر مطالب. Show all posts

Monday, November 17, 2014

بابک چلبیانلی: مدیاهای فارسی‌زبان چندان تفاوتى با مدیاهای رژیم جمهورى اسلامى ایران ندارند


انتشار خبر ارسال نامه آقای بابک چلبیانلی سخنگوی تشکیلات دیرنیش به رئیس رادیو و تلویزیون آمریکا جفرى شل و همچنین بازرس کل وزارت امور خارجه و رادیو تلویزیون آمریکا، استیو لینک، موجب واکنش بازرسی کل وزارت خارجه آمریکا شده است. بدین منظور مصاحبه‌ای با آقای چلبیانلی ترتیب داده‌ایم .

بازرسی کل صدای آمریکا در نامه‌ای به بابک چلبیانلی نوشته است که درخواست شما پذیرفته گردید و جهت انجام امور اجرایی و تحقیقات لازم به مراجع ذیصلاح ارسال گردید.

متن پاسخ صدای آمریکا بدین شرح است:
 

VOA“
بازرسى کل وزارت امور خارجه آمریکا شکایت بابک چلبیانلى از صداى آمریکا را پذیرفت”
 
جناب بابک چلبیانلى

اداره بازرسى کل شکایت شمارا بررسى کرد ما تشخیص دادیم که اداره مناسب با نگرانى شما اداره اجرایى رادیوتلویزیون می‌باشد اطلاعات شما جهت اقدام به اداره اجرائى ارسال شد. ” اداره بازرسى کل” درخواست کرده که اداره اجرائى جهت پیگیرى جمع‌آوری اطلاعات لازمه مستقیماً با شما تماس برقرار نماید. لطفاً جهت هرگونه تحقیقات مشابه آتى از بنگاه سخن‌پراکنی (رادیوتلویزیون) با اداره اجرائى در تماس باشید.

تشکر می‌کنیم از جلب‌توجه ما به این مورد

با تشکر

مامور هات لاین

دفتر تحقیقات اداره بازرسى کل وزارت امور خارجه ایالات‌متحده

بدین منظور مصاحبه‌ای با آقای بابک چلبیانلی سخنگوی تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان جنوبی (دیرنیش) انجام داده‌ایم ایشان در جواب علت واکنش واحد بازرسی صدای آمریکا به نامه چیست؟ گفت”من هم به‌نوبه خود از توجه تارنماى اؤیرنجی سسی به این مهم تشکر می‌کنم.

اولاً لازم است سؤال شما را تصحیح نمایم نامه من خطاب به بازرسى کل وزارت امور خارجه و رادیو تلویزیون ایالات‌متحده و همچنین ریاست کل رادیوتلویزیون دولتى آمریکا (Broadcasting Board of Governors ) بود، لازم به ذکر است رادیوتلویزیون دولتى آمریکا از سوى کمیته ٩ نفره اداره می‌شود ٨ نفر توسط رئیس‌جمهور پیشنهاد و با تصویب سنا انتخاب می‌شوند نفر نهم وزیر امور خارجه ایالات‌متحده می‌باشد. در این میان بازرسى کل وزارت امور خارجه و رادیوتلویزیون آمریکا به شکایت مذکور جواب دادند.

تصریح کردند که شکایت مرا به اداره اجرائى بازرسى کل ارجاع دادند.

همان‌طور که می‌دانید کنگره آمریکا قصد دارد در رابطه با ارتباط برخى از کارکنان بخش فارسى صداى آمریکا با دولت ایران تحقیقاتى انجام دهد منهم احساس کردم از این فرصت می‌توانیم استفاده نماییم.

ایشان منظور خود از وجود تبعیض در صدای آمریکا را این‌چنین بیان داشتند “صداى آمریکا که از سوى دولت ایالت متحده اداره می‌شود دولت آمریکا جهت ترویج دمکراسى با آگاهى دهى سالم و انتشار اخبار بی‌طرف و بدون سانسور تلاش می‌کند به مردم ایران تا حد امکان اخبار سالم و بی‌طرف ارائه نماید اما همان‌طور که می‌بینید بخش فارسى مدیاهای آمریکا اعم از رادیو فردا و تلویزیون صداى آمریکا اخبار ملل غیر فارس بخصوص اخبار مربوط به آزربایجان را بایکوت می‌کند و گاها با دعوت از کارشناسان آزربایجانى مرکزگرا سعى در گمراه کردن مردم دارد عملاً مدیاهای فارس زبان آمریکا براى ما چندان تفاوتى با مدیاهای رژیم جمهورى اسلامى ایران را ندارند حداقل در بایکوت و سانسور اخبار آزربایجانیان مخرج مشترک دارند.

لازم است هم‌وطنان عزیز بدانند بخش فارسى صداى آمریکا سالانه ٧۵میلیون دلار بودجه دریافت می‌نماید حال‌آنکه بخش آزربایجانى صداى آمریکا فقط یک‌میلیون دلار بودجه دارد که در مقام مقایسه بخش آزربایجانى به‌مراتب بیشتر اخبار آزربایجان جنوبى را مورد پوشش قرار می‌دهد.

بابک چلبیانلی در مقابل این سؤال که آیا از نزدیک دیداری در این مورد مقامات دولت آمریکا داشته‌اید و یا در آینده چنین دیداری انجام خواهد گرفت جواب داد “بعد از نامه‌نگاری از سوى فعالان حقوق بشر آمریکا تلفنى با من تماس گرفتند ضمن تشکر قول دادند در این مورد با کنگره تماس خواهند گرفت همان‌طور هم شد در حال حاضر با کنگر سمن دانا روها باکر و چند تن دیگر مذاکره شده است همچنین از واحد بازرسى کل وزارت خارجه و رادیوتلویزیون دولتى تماس گرفتند فعلاً این واحدها در حال جمع‌آوری شکایات و پیشنهادات هستند امیدوارم به نتیجه خوبى برسیم.

سخنگوی دیرنیش علت عدم اشاره به رادیو فردا در نامه اخیر خود به مقامات آمریکایی را این‌چنین بیان نمود “نامه خطاب به ریس کل رادیو تى وى و بازرسى کل بود جا داشت هر دو رسانه یعنی رادیو فردا و صداى آمریکا را مطرح بکنیم اما با توجه به گستردگى تلویزیون و اهمیت آن در بین مردم به صداى آمریکا بیشتر تمرکز کردم اما در تماس‌هایمان در مورد رادیو فردا هم‌صحبت کردیم و خواهیم کرد.”

چلبیانلی همچنین در جواب این سؤال که به نظر ایشان این‌چنین اقداماتی باعث شکسته شدن بایکوت خبری آزربایجان در رسانه‌های فارسی‌زبان خواهد شد بیان داشت:

“امیدوارم که چنین باشد اما من به‌نوبه خود و در حد امکاناتمان سعى می‌کنم به‌عنوان یک فعال ملى ساکن آمریکا وظیفه ملى خود را انجام دهم ما هم به این کشور مالیات می‌دهیم ماها به‌عنوان شهروندان آزربایجان جنوبى- آمریکایى حق‌داریم در مورد حقوق خودمان به مراجع مربوطه مراجعه کنیم و از آن‌ها در مورد نگرانی‌هایمان سؤال کنیم.

امیدوارم که سایر فعالین نیز به‌صورت گروهى یا فردى در این مورد و یا موارد مشابه از کانال‌های رسمى و مربوطه پى گیر حقوق خود و ملتمان باشند.

من به‌شخصه تا آخر این مسئله را پى گیرى خواهم کرد.”

پروژه مرتضی پاشایی چگونه کلید خورد؟



مذاکرات هسته‌ای بین ایران وغرب در مرحله حساسی قرار دارد. رسانه‌ها و مردم مخصوصا در ایران بشدت اخبار را پیگیری می‌کند. کشورهای خارجی از موافق تا مخالف نیز بدنبال اخبار مربوطه هستند و اگر بتوانند تلاش می‌کنند تا بر روند آن تاثیر بگذارند. زمان به سرعت سپری می‌شود و شمارش معکوس برای اتمام زمان مقرر شروع می‌شود. بدلیل حساسیت موضوع, تصمیم بر این می‌شود تا در چند روز باقیمانده هیچ خبری به بیرون درز نکند جامعه‌ای که هر روز اخبار را پیگیری می‌کند ناگهان با یک خلا خبری مواجه می‌شود. افکار عمومی نگران است و بخش اقتصادی مردد و سردر گم. ناگهان یک خبر تیتر اصلی روزنامه‌ها و سایت‌ها می‌شود. خبر مرگ یک خواننده گمنام یا حداقل کم نام و نشان, به سرعت فضای خبری جامعه را پر می‌کند پیام‌های تسلیت از گوشه و کنار ارسال می‌شود. تجمعاتی برای یادبود در شهرها برگزار می‌گردد اما هسته اولیه این تجمعات چگونه و از جانب چه نهادهایی تشکیل می‌شود جای سوال دارد. رسانه‌ها و خبرنویسان آن از کجا خط می‌گیرند؟.

در جامعه‌ای که هر روز ده‌ها جوان تحصیل کرده، کودکان معصوم, مادران بی‌پناه, پدران زحمتکش اسیر مرگ زود هنگام در اثر بیماری و تصادف و سرطان و … می‌شوند در جامعه‌ای که مرگ افراد بسیار مهم‌تر و معروف‌تر و خوشنام‌تر‌, چندان توجه جامعه و رسانه‌ها را تحریک نمی‌کند. خبر مرگ دکتر هیئت و … نیز چندان انعکاس خبری نمی‌یابد اما مرگ یک خواننده گمنام با هدایت دست‌های پشت پرده در قالب یک پروژه خبری- اجتماعی از سوی نهادهای امنیتی تبدیل به خبر اول جامعه می‌شود.

حواس‌ها به آن سمت معطوف می‌شود انگار خبر مهمتری وجود ندارد .افکار عمومی برای چند روز هم که شده اخبار هسته‌ای را تا حدی از یاد می‌برد تا نتیجه مذاکرات مشخس شود.

بنابراین این خواننده همانطور که قبلا چندان مهم و مطرح نبود مدتی بعد هم به فراموشی سپرده خواهد شد حتی مراسم چهلم هم جلب توجه نخواهد کرد چون هر پروژه‌ای یک زمانی دارد و زمان پروژه مرتضی پاشایی هم محدود و موقت است.

Sunday, July 27, 2014

نقدی بر مصوبات 24 گانه احیای دریاچه اورمیه



داود نیک‌کامی، استاد آبخیزداری، عضو هیات مدیره انجمن آبخیزداری ایران


دریاچه اورمیه یکی از مهمترین منابع موجود در حوزه آبخیز و این دریاچه در کنار سایر منابعی چون منابع بزرگ آب زیرزمینی، منابع وسیع اراضی و خاک، منابع عظیم نیروی انسانی، منابع گسترده پوشش گیاهی، منابع با ارزش زیست‌محیطی و ... می‌باشد. متاسفانه مدیریت حاکم بر منابع این حوضه به مانند مدیریتی که بر عموم حوضه‌ها حاکم است، مدیریتی بخشی بوده و در این نوع مدیریت، هر یک از بخش‌ها صرفا با نگرشی تک‌بعدی و غافل از مفهوم پایداری، توسعه می‌یایند.

اتفاقی که در حوزه آبخیز دریاچه اورمیه افتاده هم دقیقا از الگوی مدیریت منابع در عموم حوضه‌های کشور تبعیت می‌کند. در این حوضه نیز هر یک از دستگاه‌های مسئول، بدون در نظر گرفتن تاثیرات طرح‌های عمرانی خود بر سایر بخش‌ها، اقدام به توسعه فعالیت‌های خود نموده‌اند. به عنوان مثال، در این حوزه اقدام به ساخت 56 سد شده، 9 سد در دست ساخت بوده و 39 سد هم در دست مطالعه است. 24 هزار حلقه چاه آب غیر مجاز در دو دهه اخیر در این حوضه حفر شده، مصارف آب شهری از 200 میلیون مترمکعب در سال 1362 به دو برابر در سال 1390 افزایش یافته و در بخش کشاورزی نیز توسعه اراضی زراعی از سطح 150 هزار هکتار به 450 هزار هکتار در سال 1390 رسیده است.

با در نظر گرفتن سطح حوضه منتهی به دریاچه نسبت به سطح دریاچه اورمیه که در شرایط پایدار می‌باید حداقل نسبت یک به 10 را داشته باشد، کاهش مشارکت سطح حوضه در تامین حقابه دریاچه نمود پیدا کرده و توسعه‌ چشم‌گیر فعالیت‌ها در بخش آب تاثیرات زیادی را در بخش‌های کشاورزی، محیط زیست، اقتصادی-اجتماعی و ... داشته‌ است. متاسفانه، چون این توسعه در قالب یک طرح جامع و یکپارچه نبوده، توسعه‌ای ناپایدار محسوب شده و مشکلات عدیده‌ای را از جمله خشکیدن دریاچه اورمیه، پایین افتادن سطح سفره‌های آب زیرزمینی، فرونشست دشت‌های حوضه، افزایش ریزگردها و ... گریبان‌گیر منطقه کرده است.

در چنین مدیریت‌هایی با حاد شدن مشکلات بخش‌های دیگر و بروز بحران، چاره‌ای جز تشکیل ستادهای مقابله با بحران و صرف وقت و اعتبارات هنگفت برای فائق آمدن بر بحران‌ها نیست. در رابطه با بحران خشکیدن دریاچه اورمیه هم ستاد ملی احیای دریاچه اورمیه با نشست‌های متعدد کارشناسی به جمع‌بندی‌هایی رسیده‌ که تا کنون تصویب 24 طرح توسط هیات دولت از خروجی‌های آن است. با بررسی این 24 مصوبه که 18 مورد آن اجرایی و شش مورد آن مطالعاتی است، مواردی را که به‌صورت مستقیم موجب ورود آب بیشتر به دریاچه اورمیه می‌شوند را می‌توان در پنج بند اجرایی زیر خلاصه کرد. سایر موارد اجرایی و مطالعاتی، نقش اساسی در کوتاه‌مدت در احیای دریاچه ندارند.

1- جلوگیری از برداشت غیر مجاز از آب‌های سطحی

2- ذخیره و رهاسازی آب در سد شهید مدنی تبریز منحصراً برای دریاچه اورمیه

3- انتقال آب از رودخانه زاب به حوضه دریاچه اورمیه

4- انتقال پساب تصفیه خانه‌های فاضلاب شهرهای حوضه به دریاچه

5- کاهش 40 درصد از حقابه آب‌های سطحی و زیرزمینی از طریق خرید

به صورتی سرانگشتی، اگر ظرفیت هر یک از موارد پنج‌گانه فوق را به اندازه ظرفیت یک سد فرض کنیم که در همه موارد این‌طور نیست، در صورت اجرای همه این بندها، توانسته‌ایم از تاثیرات سوء پنج سد از 56 سد ساخته شده در حوضه دریاچه بکاهیم. از طرفی، امکان‌پذیری اجرای مصوباتی چون بندهای اول و پنجم فوق‌الذکر، با توجه به تبعات اجتماعی و سیاسی مورد توجه قرار نگرفته است. کدام کشاورز و یا باغداری حاضر می‌شود تا حقابه عرفی خود را در شرایط نیاز روزافزون به آب، به سادگی از دست بدهد؟ آیا تنش‌های اجتماعی و یا مهاجرت به شهرها دارای تبعات ثانویه نخواهند بود؟ از طرف دیگر، حجم آبی که از اجرای بندهای دوم و سوم عاید می‌شود، به‌ترتیب سالانه 400 و 623 میلیون مترمکعب می‌باشد. با توجه به گستردگی سطح دریاچه فعلی و عمق کم آب و با توجه به درجه حرارت بالای آب و محیط دریاچه در این شرایط، فضای ایجاد شده چون تشتک تبخیر موجب هدر رفت آبهای ذخیره شده می‌شود.

با توجه به حجم آب دریاچه که در شرایط فعلی حدود چهار میلیارد مترمکعب، در تراز اکولوژیک 1274 متر، حدود 11 میلیارد مترمکعب و در شرایط کاملاً پر 32 میلیارد مترمکعب تخمین زده می‌شود، بررسی بیلان آبی در شرایط کنونی نشان می‌دهد که 1.2 میلیارد مترمکعب آب ورودی از طریق بارش مستقیم به سطح دریاچه، 1.9 میلیارد مترمکعب ورودی آب رودخانه‌ها، 420 میلیون مترمکعب ورودی مسیل‌ها و 216 میلیون مترمکعب ورودی زهکش آب‌های زیرزمینی در مقابل 4.45 میلیارد مترمکعب تبخیر، جمعا 650 میلیون مترمکعب تراز منفی آب در سال را به‌وجود آورده است. لذا باتوجه به مشکلات اجتماعی و سیاسی ناشی از اجرای بندهای 1 و 5 فوق، سایر بندها در مدت 10 سال صرفا قادر به تامین 3.7 میلیارد مترمکعب آب ورودی به دریاچه خواهند بود که با حجم آب موجود جمعا 7.7 میلیارد مترمکعب می‌شود که 3.3 میلیارد مترمکعب از تراز اکولوژیک و 24.3 میلیارد مترمکعب از دریاچه کاملا پر کمتر است. البته این در شرایطی است که سیستم انتقال آب از رودخانه زاب به دریاچه اورمیه در حال حاضر آماده باشد که متاسفانه نیست!

حال با این نتیجه‌گیری که مصوبات فوق با انتقال این حجم از آب شیرین قادر به حل مشکل بحران خشکی دریاچه اورمیه نبوده، مشکلات اجتماعی هم به‌دنبال دارد و از طرف دیگر استحصال این حجم آب شیرین قادر به حل بخشی از کمبود آب شیرین منطقه می‌تواند باشد، سوال بعدی این است که آیا منطقی نیست که این آب صرف حل معضل کم‌آبی منطقه شده و برای حل بحران آب دریاچه اورمیه دنبال راه‌حل عملی بود؟

حوزه آبخیز دریاچه اورمیه به عنوان یک سیستم پیچیده، مدیریتی جامع و یکپارچه را بر منابع مختلف آبی، اراضی زراعی آبی، دیم و باغی، منابع جنگلی و مرتعی، اراضی بیابانی، روستایی، شهری، منابع انسانی، معدنی و صنعتی و نهایتا منابع محیط زیستی می‌طلبد. مسلما در راهکارهای ارائه شده در قالب 24 طرح مصوب، بار دیگر مدیریت جامع و یکپارچه منابع به‌طور عملی غافل مانده و نگرشی تک بعدی و بخشی را در مدیریت منابع آب مد نظر دارند. آیا شایسته نیست تا در دوره بحرانی فعلی، مدیریت یکپارچه منابع مد نظر قرار گرفته تا از اثرات سوء ناشی از اجرای این مصوبات بخشی چون اراضی کشاورزی از حیض انتفاع ساقط شده، تغییر معیشت بهره‌برداران این اراضی، مشکلات ناشی از مهاجرت به شهرها، مشکلات زیست محیطی و ... جلوگیری به‌عمل آید؟

در مدیریت جامع و یکپارچه منابع مختلف یک سیستم پیچیده و حساسی چون حوزه آبخیز دریاچه اورمیه، می‌توان از مدل‌های بهینه عمومی در مدیریت جامع حوزه‌های آبخیز ، الگو‌های بهینه برنامه‌ریزی چند هدفی و دلفی بهره‌ جست. امروزه تجربیات خوبی از به‌کار بردن این‌گونه مدل‌ها در کشورهای پیشرفته وجود دارد و در پروژه‌های مختلف با موفقیت به انجام رسیده‌اند. در این‌ مدل‌ها، با در نظر گرفتن نسبت فایده به هزینه برای تمام ذینفعان منطقه‌ای و ملی و مشارکت آن‌ها تصمیم‌گیری‌های چند معیاره، با روش‌های سیستماتیک، تحلیل و حل تعارضات به نتیجه‌ای برد-برد دست یافته می‌شود.

در انتها امید است تا از نحوه مدیریت غلط منابع موجود در حوضه دریاچه اورمیه که مسبب بحران‌های متعدد شده درس عبرت گرفت تا در مدیریت سایر سیستم‌های طبیعی کشور تجدید نظر نموده و با مدیریت جامع و یکپارچه همه بخش‌ها، از بروز هر گونه تنش و بحران در هر یک از بخش‌ها جلوگیری به‌عمل آید. مسلما در چنین شرایطی از جامعیت، در احیای دریاچه اورمیه از پتانسیل‌ نیروی متخصص و اعتبارات تخصیص داده شده به بهترین وجه ممکن می‌توان بهره جست و به راه‌کاری کامل در جهت توسعه پایدار رسید.
 
«ایسنا»
 

Saturday, May 24, 2014

جیش النصر ایران اعلام موجودیت کرد

پس از گروگان گیری پنج سرباز توسط جیش العدل در منطقه جکیگور بلوچستان و اعدام گروهبان جمشید دانایی‌فر توسط این گروه، آن هم در زمانی که عبدالرئوف ریگی سخنگوی جیش العدل در حال مذاکره و رایزنی با نمایندگان علمای اهل سنت و معتمدین محلی برای آزادی گروگان‌ها بود، و اعلام ناخرسندی عبدالرئوف ریگی از آن اعدام نابهنگام حاکی از شکاف عمیقی بود که در بین رهبران جیش العدل بوجود آمده بود. بحران گروگان‌گیری و آزادی چهار سرباز و اعدام یک تن از آنان شکاف عمیق مبارزاتی و راهبردی بین اعضای جیش العدل را نمایان ساخت.

صلاح‌الدین فاروقی رهبر جیش ‌العدل در اولین بیانیه خود بر سوق دادن جنگ فرقه‌ای از سوریه به داخل خاک ایران و جهاد سراسری اهل‌سنت بر علیه "نفوذ شیعه" در منطقه تاکید کرده بود. در حالی که جندالله در گذشته و بسیاری از بازماندگان گروه جندالله از جمله عبدالرئوف ریگی (برادر عبدالمالک ریگی) ظاهرا بر روی حقوق اهل‌سنت ایران و مردم بلوچ، بدون ذکر مناقشات منطقه‌ای و تداخل جبهه‌های دیگر، تاکید داشتند. در نتیجه علاوه بر شعار مبارزاتی و ارائه نظرات مذهبی، این دو گروه در شیوه عملکرد نیز اختلاف دارند.
دوشنبه ٢٩ اردیبهشت ١٣٩٣ عبدالرئوف ریگی که سخنگوی جیش‌العدل و مذاکره کننده اصلی در رابطه با آزادی چهار سرباز بود، به همراه تنی چند از یاران خود در بیانیه‌ای کناره‌گیری خود از جیش‌العدل و تشکیل سازمان جدیدی بنام جنبش جیش النصر ایران را اعلام نمود. در این بیانیه آمده است بدینوسیله جنبش دفاعی جیش‌النصر به صورت رسمی فعالیت‌های خود در بخشهای نظامی، سیاسی و فرهنگی را آغاز نموده.
بیانیه می افزاید: "جیش النصر یک جنبش اسلامی است که معتقد به ارزشهای اسلامی از جمله جهاد یا بعبارتی جنگ مسلحانه بر علیه نظام جمهوری اسلامی است و در مقاومت خود را متعهد به پاسداری از ارزشهای اسلامی می داند و بر اعتدال و میانه روی و امت وسط تاکید دارد".
این گروه اعلام کرده اساسنامه و مرامنامه جدیدی دارد اما ظاهرا در اهداف کلی با جیش‌العدل تفاوت چندانی مشاهده نمی‌شود.چنانچه در بیانیه آمده است: عمده‌ترین اهداف جیش‌النصر عبارت هستند از :
١: بسیج عموم مردم اهل‌سنت و ملت مسلمان بلوچ علیه شیعیان متجاوز
٢:دفاع از مردم مظلوم اهل سنت
٣: سرنگونی نظام طاغوتی ولایت فقیه

عبدالرئوف ریگی نیز بعنوان رهبر جیش النصر ایران معرفی شده است. عبدالستار دوشوکی مدیر مرکز مطالعات بلوچستان معتقد است که این شکاف و جدایی بعد از اعدام گروهبان بیگناه جمشید دانایی‌فر اجتناب ناپذیر به نظر می رسید، چون عبدالرئوف ریگی در حال گفتگو با واسطه‌ها بود، اما عناصر افراطی‌تر بدون هماهنگی و حتی آگاهی عبدالرئوف ریگی دانایی‌فر را اعدام کردند.

Wednesday, May 21, 2014

احیای دریاچه اورمیه نیازمند ۱۲ میلیارد مترمکعب آب




مشاور رئیس سازمان محیط‌ زیست اعلام کرد: دریاچه اورمیه برای احیا نیازمند ۱۲ میلیارد مترمکعب آب است


اسماعیل کهرم، مشاور رئیس سازمان محیط‌ زیست در گفت‌و‌گو با خبرنگار محیط زیست خبرگزاری تسنیم در خصوص وضعیت دریاچه اورمیه و سونامی نمک، اظهارداشت: با وضعیت بحرانی دریاچه اورمیه نه تنها نگران پایتخت بلکه باید نگران شهر‌های همجوار ارومیه مانند زنجان، اردبیل، تبریز و قوشاچای (میاندوآب) باشیم.

وی افزود: سونامی مانند ریزگرد است و دو عامل شدت و جهت باد باعث این امر می‌شود. شدت باد به این معنا که باد در چه مسافتی ذرات نمک را پراکنده می‌کند و شدت باد به این معنا که این نمک به کدام سو فرستاده می‌شود در واقع باید این امر مدنظر قرار گیرد که سونامی نمک با احیای دریاچه اورمیه رخ نخواهد داد.

** اختصاص 40 درصد از آب مصرفی کشاورزی به دریاچه اورمیه

مشاور رئیس سازمان محیط‌ زیست با بیان اینکه دریاچه اورمیه احیا می‌شود و اخیراً اتفاقات خوبی برای آن افتاده است، ادامه داد: 10 روز گذشته در کمیته احیای دریاچه اورمیه موضوع اختصاص دادن 40 درصد از آب مصرفی کشاورزی به دریاچه مطرح شد که این بسیار مهم است چرا که با این امر حق‌آبه دریاچه داده می‌شود.

وی گفت: احیای دریاچه اورمیه در کوتاه مدت رخ نخواهد داد بلکه در مدت 5 ساله احیا می‌شود که باید به طور قطع این اتفاق صورت گیرد چرا که مسائل و مشکلات بسیاری را به دنبال داشته است بنابراین باید فکری اساسی کرد.

**سد‌ها راه ورود آب به دریاچه اورمیه را بسته است

کهرم با اشاره به این‌که سطح کشاورزی از 35 هزار هکتار به 750 هزار هکتار افزایش یافته است، بیان کرد: باید در این راستا به موضوع کشاورزی نیز اهمیت دهیم و برای این‌که کشاورزی به خوبی پیش‌ رود به دنبال بهبود سیستم آبیاری باشیم تا هم دریاچه و هم کشاورزی وضعیت مطلوبی داشته باشد.

مشاور رئیس سازمان محیط‌ زیست با بیان این‌که حجم آب دریاچه اورمیه یک رقمی شده است، گفت: وضعیت دریاچه اورمیه بحرانی شده است و باید به دنبال راهکار باشیم که اختصاص آب مصرفی کشاورزی و از بین رفتن سد‌هایی است که بر روی دریاچه بسته شده است از راهکار‌های احیای دریاچه است.

وی با بیان این‌که احیای دریاچه ارومیه یک روزه انجام نخواهد گرفت ولی ممکن است، افزود: دریاچه ارومیه برای احیا نیازمند 12 میلیارد مترمکعب آب است و با این امر سیراب خواهد شد

درحالیکه دریاچه اورمیه تقریبا بطور کامل خشک شده، روزی نیست که خبری درباره برگزاری جلساتی با موضوع "احیای دریاچه اورمیه" نشنویم. جلساتی که مسئولین به بهانه دریاچه اورمیه مجالی جهت دور هم بودن پیدا می‌کنند. و در پایان نیز کائنات و آب‌و‌هوا را عامل اصلی خشک شدن دریاچه اورمیه عنوان می‌کنند. بی‌آنکه اشاره‌ای به نقش عوامل انسانی همچون سدسازی‌های غیراصولی در این باره نمایند.

مقامات ایران همواره با عوام فریبی سخن از احیای دریاچه اورمیه می‌زنند ولی هرگز شاهد اقدامی جدی از جانب ایشان در این باره نبوده‌ایم.
محمود احمدی‌نژاد رییس جمهور وقت، نسبت به هشدارهایی که درباره روند خشک شدن دریاچه اورمیه داده میشد، اعلام کرده بود که: وضعیت دریاچه اورمیه طبیعی است و این حالت هر 500 سال یک بار در این دریاچه رخ می دهد! البته او هرگز نگفت که این کشف مهم را چگونه انجام داده است.

«نجات دریاچه اورمیه» محور شعارهای محیط زیستی حسن روحانی در دوران تبلیغات انتخاباتی‌اش بود. وی در سفرهای انتخاباتی خود به استان‌های آزربایجان غربی و شرقی بارها به طرفدارانش وعده داده بود که در صورت تکیه زدن به صندلی ریاست جمهوری فکری به حال دریاچه اورمیه خواهد کرد.
"افزایش ظرفیتهای کشاورزی به دو برابر" اولین فکری بود که روحانی برای دریاچه اورمیه کرد، درحالیکه گزارش‌های کارشناسان زیست‌محیطی در مورد بحران دریاچه اورمیه ابراز داشته‌اند که سیاست گسترش بی رویه و یک جانبه سطح کشت و آبیاری درکنار عوامل سوء مدیریتی یکی از عوامل مهم خشک شدن دریاچه‌اورمیه بوده است. و بدیهی است که با تخریب محیط زیست بدلیل فقدان مدیریت علمی و سیاست معطوف به رشد نامتوازن و ناپایدار ترمیم دوباره آن تا چه حد دشوار و طولانی و پرهزینه است.
 لذا برای مدیریت منابع آب زیر زمینی حفر چاههای غیرمجاز کشاورزی باید متوقف شود. چرا که برداشت بی‌رویه آب نه تنها آبهای زیر زمینی را کاهش می‌دهد بلکه باعث انتقال آب شور از دریاچه به چاهها می‌گردد که لطماتش به اکوسیستم و کشاورزی بسیار بیشتر از خشک شدن دریاچه است.


ایران برای از بین بردن اهمیت و توانمندی‌های سیاسی و اقتصادی آزربایجان، به مهاجرت وا داشتن تورک‌ها، ناامید ساختن مردم از مبارزه برای حق تعیین‌سرنوشت خویش و تشکیل کشور و دولت مستقل آزربایجان به اجرای سیاست و پروژه عظیم  نابودی دریاچه اورمیه رو آورده است.
و با پراکنده کردن تورکها، به دنبال هدف نابودی هویت آنها و اجرای سیاست آسیمیلاسیون میباشد.

Saturday, May 17, 2014

عواقب خشکاندن دریاچه اورمیه / تخلیه شهرهای آزربایجان و شیوع بیماریهای مختلف



مدیر کل حفاظت محیط زیست آزربایجان غربی اعلام کرد که تا چند روز آینده دریاچه اورمیه صد در صد خشک خواهد شد.

به گزارش پایگاه خبری روز، مدیرکل محیط زیست
آزربایجان غربی ضمن ابراز نگرانی نسبت به کاهش تراز آب دریاچه اورمیه اظهار داشته اکنون تنها ۵ درصد از آب این دریاچه باقی مانده و ۹۵ درصد آن به بیابان نمک تبدیل شده است.

به گفته این مقام مسئول تراز آب این دریاچه نسبت به مدت مشابه در سال گذشته با کاهشی ۵۰ سانتیمتری روبرو بوده و در حال حاضر تنها در کنار پل میانگذر دریاچه ارومیه مقدار اندکی آب وجود دارد "که آن هم تا چند روز آینده تبخیر و دریاچه صد در صد خشک" خواهد شد.

وی تاکید کرده که حداقل ۱۲ تا ۲۰ سال زمان لازم است تا این دریاچه احیا شود و افزوده " در شرایطی که کشاورزی تهدیدی علیه دریاچه اورمیه محسوب می‌شود باید برای جلوگیری از بحرانی‌تر شدن وضعیت آن در نگرش‌ها و عملکردهای گذشته تغییری اساسی ایجاد شود".

بر اساس آمارهای منتشر شده طی ۱۷ سال گذشته طراز آبی دریاچه اورمیه بیش از ۸ متر کاهش یافته است.

سیاست های غلط خود کفایی عامل خشکی دریاچه ارومیه

به گفته حسن عباس نژاد در حال حاضر در این استان ۱۸۷ کانون ریزگرد وجود دارد، در حالی که ۳۰ سال پیش تنها دو کانون ریزگرد در این استان وجود داشته است. وی سیاست‌های غلط در زمینه خودکفایی در تولید گوشت قرمز و گندم را اصلیترین عامل از بین رفتن پوشش گیاهی این استان قلمداد کرده است.


اواخر اسفند ماه گذشته رئیس ستاد بحران آزربایجان غربی با ابراز نگرانی از روند خشکی دریاچه اورمیه اظهار داشته بود که در اورمیه ۶۳۳ روستا، سلماس ۱۵۸ روستا، نقده ۹۶ روستا، مهاباد ۱۹۸ روستا و میاندوآب ۱۹۴ روستا و در مجموع یک هزار و ۲۷۹ روستا در معرض افزایش شوری آب شرب و کشاورزی هستند.

پارک ملی دریاچه اورمیه که پس از بحر المیت در مرز اردن با اسرائیل با مساحتی در حدود ۵۷۰ هزار هکتار دومین دریاچه شور جهان قلمداد می شود، طی سالهای گذشته به دلیل عوامل زیستی و انسانی روز به روز بر بحران خشکی و بی آبی آن افزوده است.


در این بین مقامات مسئول غیر از اظهار نظرهای کارشناسی و اعلام اینکه پروژه های رفع این بحران  در شرف اجرایی شدن می‌باشد تا کنون نه آماری را در این خصوص منتشر کرده اند و نه فعالیت چشمگیری را برای رفع این بحران علی رغم اعتراض‌های داخلی و جهانی، از خود بروز نداده‌اند.

بر اساس تحقیقاتی که صورت گرفته در صورت خشک شدن دریاچه ارومیه میزان بیماری‌هایی چون سرطان، عفونت ریه، بیماری های چشمی و تولد کودکان ناقص افزایش خواهد یافت. بسیاری از کارشناسان اعلام کرده اند در صورت عدم رفع این بحران، احتمال تکرار فاجعه ای چون خشک شدن دریاچه آرال در آسیای میانه این منطقه و جمعیت ساکن در این ناحیه را تهدید می‌کند.

این در حالی است که سال گذشته یکی از نمایندگان شهر اورمیه اعلام کرده بود که در صورت خشکی کامل دریاچه اورمیه "جمعیت سه میلیونی مردم ساکن در این منطقه و استان‌های مجاور جز ترک محل زندگی خود و مهاجرت به سایر استان‌های کشور" چاره‌ دیگری نخواهند داشت.

حسن روحانی در خصوص مقابله با خشک شدن دریاچه اورمیه وعده‌های زیادی داده بود اما از این یاوه ها که بگذریم، همچون طی سال‌های گذشته غیر از برگزاری چندین کنفرانس نمایشی جهت گردهمایی برای خوشگذرانی، در عمل هیچ اقدامی در راستای نجات این دریاچه صورت نپذیرفته است.


(۱)
 دریاچه اورمیه بمثابه قلب آزربایجان که از اهمیت جهانی برخوردار است توسط سرمایه داران اشغالگر فارس خشکانده می شود تا آزربایجانیها را بر روی نمک بنشاند. پذیرفتن این اقدام ضد آزربایجانی و ضد انسانی از طرف تورکها غیر قابل قبول میباشد.  مهاجرت تورکها از آزربایجان، ویرانی اقتصاد آزربایجان، زوال آزربایجان به موقعیت و جایگاه پست در منطقه و غیره همگی نتایج اجتناب ناپذیر خشکی زمینهای کشاورزی و دریاچه اورمیه خواهند شد.

سرمایه داران اشغالگر ایرانی برای ادامه و استمرار اشغالگری بر اراضی آزربایجان قصد دارند آزربایجان را به کویر نمک و شوره زاری وسیع تبدیل کند تا بتدریج میلیونها آزربایجانی را به کوچ و مهاجرت داوطلبانه  به خارج از آزربایجان وادار سازند. مهاجرت داوطلبانه و تخلیه ساکنین دهها هزار روستا و دهها شهر آزربایجان بخاطر پیشرویهای نمک و شیوع بیماریهای کشنده از یکسو به ورشکسته شدن کشاورزی، صنایع و کلا اقتصاد آزربایجان منجر شده و از سوی دیگر مردم مهاجر و آواره تورک در شهر های ایران براحتی قربانی سیاست آسمیلاسیون میشوند.
کاهش جمعیت تورکها در آزربایجان در نتیجه مهاجرت و نابودی اقتصاد آزربایجان اهدافی هستند که دولت فاشیست ایران با خشکاندن دریاچه دنبال میکند. سیاستمداران شوونیست فارس میدانند که تنها با پراکنده کردن تورکهای آزربایجان و نابود کردن اقتصاد میتوانند بر آزربایجان تسلط دائمی پیدا کنند.


(۱): solgunaz.com




صدای خیانت به محیط زیست فردا درمی آید



کاری از دستش برنمی آید. نه سرمایه دارد و نه فریاد بلد است. پشت و پناهی هم ندارد. پول هم ندارد. در مقابل هر حمله و هجومی نیز دفاعی بلد نیست

 آنها که دورنگر هستند و فریادهای در گلو مانده محیط زیست را می شنوند و عقل و هوش درست هم دارند همه همت خویش را به کار می گیرند تا به کمک او بیایند. اگر او گلویی برای فریاد و اعتراض ندارد آنها فریادهایشان را به کمک او می آورند چون می دانند هر مرگی که در این حوزه اتفاق بیفتد گرچه خاموش است اما مرگ آنها را نیز رقم می زند.

در برخی کشورها قدرت نهادها و سازمانهای طرفدار محیط زیست از قدرت هر پلیس و دستگاه حاکمه ای هم بیشتر است. اما در ایران، محیط زیست متأسفانه نه در دستگاه عریض و طویل دولت حامیان چندان بانفوذی داشته و نه سازمانها و نهادهای مردمی و غیردولتی و تشکلهای مردم نهاد قدرتمندی برایش پا گرفته اند که بتوانند از آن آنچنان که باید حفاظت کنند. به همین خاطر همواره محیط زیست یا با تبر صاحبان ثروت روبرو بوده و یا با شمشیر صاحبان قدرت... اما محیط زیست در هر زمان و هر دوره با مرگ خاموش خود و به قیمت جان خویش درس های عبرت آموز به ما داده و بر غم و اندوه بی تکلیفی و بی تدبیری و بی تفاوتی ما افزوده است.

این روزها وقتی می شنویم که از دریاچه ارومیه تنها کالبد نیمه جانی باقی مانده که دارد نفسهای آخرش را می کشد فریاد و آه و ناله و فغان از هر سو بلند می کنیم و مرثیه سرایی را آغاز می کنیم، اما بیماری را که به مرحله مرگ افتاده با چه میزان هزینه و چه مقدار صرف وقت و با چند عمل جراحی می توان به زندگی برگرداند؟

بیماری که قبل از وخیم شدن بیماری اش با اندکی مراقبت و توجه می توانست به این حال و روز نیفتد. محیط زیست ما مثل غرور مرد است که گرچه شکستن آن صدا ندارد اما دردی می آورد که جبرانش به این سادگی ها میسر نیست. به اظهارنظرهای این روزها نگاه کنید. نماینده ای، فلان مسئول و وزیر قبل را مقصر می داند که اجازه ساخت چندین سد را در حوضه آبریز دریاچه صادر کرده است. دیگری، فلان نماینده شهر همجوار را که سهم آب دریاچه را به شهر خودشان برده تا برای آب شرب و فضای سبز استفاده شود... آن دیگری به خود این نماینده می توپد که با اصرار بر گسترش بخش کشاورزی در حوزه نمایندگی خودش، سطح زیرکشت کشاورزی را دو برابر کرده تا مثلاً به کمک کشاورزان منطقه بیاید اما با همین اصرار غیرعلمی خودش باعث شده که با صدور مجوز حفر و بهره برداری صدها حلقه چاه جدید، سفره های آب زیرزمینی هر روز فقیر و فقیرتر شده و به مرگ دریاچه کمک کند. و حالا همگی به داد و فریاد نشسته اند که برای جلوگیری از مرگ این دریاچه کاری کنند درحالی که هرکدام به سهم خود در دورانهای گذشته با ندانم کاری و بی توجهی گامی در جهت وخامت حال این بیمار برداشته اند.

واقعیت این است که ما در ارتباط با محیط زیست همواره با این سهل انگاری و بی توجهی روبرو بوده ایم. به شمال کشور نگاه کنید که تقریباً تنها منطقه دارای پوشش جنگلی مناسب در کل کشور است و مستعدترین منطقه کشاورزی به حساب می آید اما برای شمال چه اتفاقی افتاده است؟ بسیاری از زمینهای کشاورزی و عرصه های جنگلی کشور عرصه تاخت و تاز صاحبان ثروت و سرمایه است. برای جلوگیری از تقسیم زمینهای کشاورزی و تبدیل آن به خانه و ساختمان و ویلا چه کرده ایم؟ بسیاری از کارشناسان درباره جلوگیری از روند سدسازی در کشور و تأثیرات شگرفی که ساخت برخی از این سدها بر زیست بوم جانوری و گیاهی و زندگی افراد ساکن در منطقه و کلاً محیط زیست می گذارد اعلام خطر کرده اند اما آیا این روند متوقف شده است؟ جریان غیرکارشناسی انتقال آب از سرچشمه فلان رود و برای تأمین آب شرب یا کشاورزی فلان منطقه متوقف شده است؟ محیط زیست همواره یا با تبر صاحبان ثروت و یا با شمشیر صاحبان قدرت زخمی و مجروح شده و گاه حتی با مرگ خاموش خود آه و حسرت برایمان به ارمغان آورده است.

گمان نکنید تخریب محیط زیست تنها در ارومیه و یا در کنار زاینده رود و یا تالاب های فارس اتفاق افتاده است. گمان می کنید پایتخت که مثلاً آبادترین نقطه ایران است، درحال مرگ خاموش در عین هیاهو و داد و فغان و نمایش حیات و سرزندگی و نشاط نیست؟ صاحبان قدرت و ثروت با این شهر چه کرده اند؟ شهرداری ها با این شهر چه کرده اند؟ شهرداری هایی که برای انجام پروژه های بزرگ و نمایان به پولهای کلان نیاز داشته اند تا مهارت و توان خود را به رخ بکشند و قطعه قطعه شهر را فروخته اند و این شهر را به یک پارکینگ بزرگ و پر تنش و پر استرس و بلکه به یک عجوزه عروس هزارداماد بدل کرده اند. باغها و ییلاقها و رودخانه های پر آب این شهر کجاست؟ اصلاً آیا این شهر محدوده ای دارد؟ خارج از محدوده کجاست؟ تهران در سالهای نه چندان دور محدوده ای داشت و خارج از محدوده ای. ساخت و ساز در آن تعریفی داشت. در هر زمینی نمی شد هر کاری کرد. اما حال، چه با این شهر کرده ایم؟ صاحبان ثروت و قدرت با همکاری شهرداری در هر کجا و به هر شکل هرچه خواستند ساختند و فروختند و به بهای پول کم یا زیادی که به شهرداری بابت تراکم اضافه و یا تغییر کاربری پرداختند، چند برابر پول به جیب زدند. محصول این تجارت ناپسند، شهری بی قواره با درخت های بریده و باغ های سوخته و ییلاق هایی از بین رفته و انبوه برجهای مسکونی و مجتمع های تجاری بی فایده و ایجاد میل کاذب و خطرناک و ضد توسعه برای جذب ثروت و سرمایه و مهاجرت های بی رویه بوده است. راستی تهران تا چند سال دیگر می میرد؟ نه اینکه بمیرد بلکه به حال و روزی می افتد که زندگی در آن چندان تفاوتی با مرگ تدریجی ندارد. و مگر جز این است که حال که این شهر هنوز حیاتی دارد و نیمچه قدرتی برای مقابله با آلودگی هوا، کمبود آب، حوادث طبیعی و...، ما غافلانه به تماشا نشسته ایم و همچنان شاهد فروش شهر به صاحبان ثروت و قدرت بوده ایم برای آنکه با آن هر کار که خواسته اند بکنند؟

اخیراً و در همین هفته های گذشته چند خبر درز کرده که فلان باغ و فلان محدوده فضای سبز توسط فلان ارگان یا بهمان بانک یا فلان سرمایه دار و برج ساز با چند یا چندین میلیاردی که به شهرداری پرداخته شده از فضای سبز یا تفریحی و یا... تبدیل کاربری یافته و عرصه هجوم بولدوزرها شده است؟ مگر حال نمی دانیم که اینگونه اعمال و رفتار که نتیجه حاکمیت روحیه منفعت طلبی و سرمایه سالاری و نفوذ ناروای سرمایه است فردا و فرداها چه به روز شهر و شهروندانش می آورد؟ و مگر این حکایت قربانی کردن محیط زیست مظلوم و بی صدا تنها به این کلانشهر منحصر است؟ با کدام زبان التماس باید گفت که عزیزان! شما را به همه مقدسات سوگند، به شهر و شهروندانش رحم آورید. به محیط زیست رحم کنید. بحران کم آبی را جدی بگیرید. به تالابها و دریاچه ها و سفره های آب زیرزمینی گوشه چشمی از سر عنایت داشته باشید. جنگلهای کشور را سرمایه ملی بدانید. اجازه تخریب و تغییر کاربری زمین های کشاورزی، منابع طبیعی و فضای سبز شهری را صادر نکنید. کمی اندیشه کنید که آمایش سرزمین بخصوص در بخش کشاورزی چقدر ضروری است! کشوری که اینهمه واردات گندم و جو و ذرّت و سویا و برنج دارد چرا باید منابع آب محدودش صرف کشت های غرقابی و پرمصرف بشود؟ کشوری که به سیاست های تشویق جمعیتی روی آورده است برای آب و تغذیه نسل رو به رشد فردا چه برنامه هایی از حالا باید داشته باشد؟ و...

در این باره گفتنی های فراوانی هست که مجالش در این مقال نیست و لذا به همین مختصر بسنده می شود. تنها در پایان کلام بد نیست یادمان باشد سازی که امروز برای محیط زیست کشور در حال نواختن آنیم، از جمله ی آن سازهاست که صدایش فردا درمی آید!

منبع: الف - فتح الله آملی (جوادی)



آغاز طوفان های نمکی از 15ام شهریور ماه / تبریز، اورمیـه و بیشتر شهرهای استان تخلیه می‌شود




‌‌نماینده مردم اورمیـه در مجلس گفت: در صورت بروز طوفان‌های نمکی شهر بزرگ تبریز و احتمالا شهر اورمیه هم تخلیه می‌شود، بنابراعلام متخصصان و گروه‌های محقق طوفان‌های نمکی از 15 ام شهریور ماه آغاز می‌شود.

عابد فتاحی با اشاره به انتشار خبر خشک شدن صد درصدی دریاچه ارومیه از سوی مدیرکل حفاظت از محیط زیست آذربایجان غربی در رسانه‌ها و واکنش‌های صورت گرفته نسبت به این خبر اظهار کرد: آقای عباس نژاد از یک واقعیت تلخ پرده برداشتند و اظهارت ایشان کاملا صحیح و علمی است.

وی افزود: سیر خشک شدن دریاچه ارومیه از اوایل سال 72 آغاز شده و در مقابل چشمان همه مسئولین خشک شده است، بر اساس توافق نامه اجلاس باری چند نهاد وظیفه رسیدگی بر وضعیت دریاچه ارومیه را داشتند که عملا هیچ کدام کاری نکرده‌اند.

نجات دریاچه اورمیه سالهاست که موضوع همایش‌ها و جلسات کثیری بوده است اما خروجی این جلسات به غیر از چند عکس دسته‌جمعی و چندین شعار چیز دیگری دربرنداشته است و هیچ اقدام عملی جهت نجات دریاچه ارومیه صورت نگرفته است.


دریاچه اورمیه آخرین روزهای حیات خود را می‌گذراند و به جز چند سراب و اندکی آب در اطراف پل میانگذر چیزی از آن باقی نمانده است. این دریاچه روزگاری به عنوان نگین فیروزه ای آزربایجان یاد می‌شد اما اکنون این دریاچه همچون غول نمکی چندین میلیارد تنی متصور می‌باشد که با اندکی غفلت از جا برخواسته و بر سر میلیونها نفر آوار می‌شود
اکنون دریاچه اورمیه یک منبع بی پایان برای ایجاد طوفان‌های نمکی و ریزگردهای شوری است که اندک اندک بر سینه انسانهایی خواهد نشست و فشار خونشان را بالا خواهد برد که روزگاری برای تنظیم فشار خونشان تن به پهنه آبی یا لجن زارهای آن می سپردند

انسان‌ها چنان در مقابل رودهای حیات بخش دریاچه اورمیه سد ساختند گویی که اصلاً بنا نیست دریاچه‌ای وجود داشته باشد و در اندک زمانی چنان اقلیم یک منطقه را تغییر دادند که حتی دیگر بخار آبی نیز از دریاچه بلند نشود

دریاچه ما امروز بزرگوارانه اعتباراتی که برای نجاتش تخصیص می‌یابد را در همایش‌ها و جلسات بی‌سرانجام باز هم در کام فرزندانش می‌ریزد و یادآور می‌شود که تا رمقی در بدن دارم مثل آب و خدا به شما حیات می دهم





فتاحی تصریح کرد: بنابراعلام متخصصان و گروه های محقق طوفان‌های نمکی از 15 ام شهریور ماه آغاز می‌شود.


دریاچه ارومیه تا چند روز آینده 100 درصد خشک می‌شود اما حتی در این چند روز نیز کسی بالای سر این محتضر حاضر نشده و تلقینش را نخواهد گفت.
دیگر دریاچه ای بنام اورمیه وجود ندارد


Friday, May 16, 2014

بنویسید که در قرن 21 یک دریاچه از تشنگی جان سپرد، نه آنکه آبی برای زنده ماندن نداشت




آنچه که زیر پا مانده دریاچه اورمیه نیست
شرافت توست...
بی تفاوت نباش...
امروز این دریاچه دست یاری به سوی من و تو دراز كرده است....




ملّت نئجه تاراج اولور اولسون...


ملّت نئجه تاراج اولور اولسون نه ایشیم وار؟
دوشمن لره مؤحتاج اولور اولسون نه ایشیم وار؟
قوی من توخ اولوم اؤزگه لر ایله نه دی کاریم؟
دونیا و جهان آج اولور اولسون نه ایشیم وار؟



سس سالما یاتان لار آییلار قوی هله یاتسین
یاتمیش لاری راضی دئییلم کیمسه اویاتسین
تک تک آییلان وارسا دا حق دادیما چاتسین
من سالم اولوم، جومله جهان باتسا دا باتسین
 
ملّت نئجه تاراج اولور اولسون نه ایشیم وار؟
دوشمن لره مؤحتاج اولور اولسون نه ایشیم وار؟



سالما یادیما صؤحبت- تاریخ- جهانی
ایّام- سلفدن دئمه سؤز بیر ده فلانی
حال ایسه گتیر حال ائله ییم دولمانی نانی
موستقبلی گؤرمک نه گرک، عؤمردی فانی

ملّت نئجه تاراج اولور اولسون نه ایشیم وار؟
دوشمن لره مؤحتاج اولور اولسون نه ایشیم وار؟



اؤلاد- وطن قوی هله آواره دولانسین
چرکاب- سفالت له الی، باشی بولانسین
دول اؤرَت ایسه، سایله اولسون اودا یانسین
آنجاق منیم آوازه ی- شأنیم اوجالانسین

ملّت نئجه تاراج اولور اولسون نه ایشیم وار؟
دوشمن لره مؤحتاج اولور اولسون نه ایشیم وار؟



هر ملّت ائدیر صفحه ی- دونیاده ترقّی
ائیلر هره بیر منزل- مأواده ترقّی
یورغان دؤشگیمده دوءشه گر یاده ترقّی
بیز ده ائدریک عالم- رؤیاده ترقّی

ملّت نئجه تاراج اولور اولسون نه ایشیم وار؟
دوشمن لره مؤحتاج اولور اولسون نه ایشیم وار؟




تهران به این نتیجه رسیده است که این دریاچه باید خشک شود.




١.مسئولین ایران اعلام کرده اند که کار اب رسانی به دریاچه اورمیه را شروع کردیم اما حقیقت عکس این موضوع را نشان میدهد... ایا اگر این دریاچه در اصفهان یا شیراز یا تهران یا... دیگر شهرها بود این چنین میکردید؟
٢. شما با بستن صد های شهر چایی و باراندوز چایی و بابستن رود های بزرگ زرینه رود و سیمینه رود و ایجاد این پل ها در دریاچه 50درصد باعث خشک شدن این دریاچه شدین درسته؟ شما ها قصد آباد کردن داشتید یا ویران کردن؟
٣. وطبق گفته های اقای قاضی پور 3ملیارد تن اب سالیانه دریاچه اورمیه به این دریاچه نرسیده حتی اگر شما از امسال این اب را وارد دریاچه کنید به جایی نمیرسید حتی اب این دریاچه به حالت عادی نمیرسد اما باز هم از هیچچی بهتر است.
٤.دریاچه اورمیه به اعنوان دومین دریاچه نمکین جهان ایا لایق این کار هاست؟ این دریاچه که روزی دارای زیبایی خاصی بود ودل هر بیننده وشنونده ای را جذب خود میکرد حالا دیگر شور زاری بیش نیست.

طرح انتقال آب ارس با رفتن پیمانکار در همان مراحل اولیه به کما رفت.

تهران به این نتیجه رسیده است که این دریا باید خشک شود.

برای ثبت در تاریخ:

دولت ایران با خشک کردن دریاچه اورمیه حق حیات را از آزربایجان سلب کرد. این خیانت تاثیری تاریخی در شکاف بین آزربایجان و ایران خواهد گذاشت.
کشاورزی بیش از پیش از بین خواهد رفت. سرطان و بیماری های گوناگون افزایش پیدا خواهد کرد. آبهای زیرزمینی شور خواهد شد. نمک به فاصله چند صد کیلومتر استانهای آزربایجانی را همانند کویر ایران خشک خواهد کرد.

و مهمتر از همه: زخمی تاریخی بر اعتماد آزربایجان به حکومت ایران خواهد زد.

آزربایجان هیچ گاه فراموش نخواهد کرد.





Sunday, May 11, 2014

تلاش رسانه های ایران جهت توجیه عمل فاشیستی روزنامه جام جم


بهترین دفاع، حمله است!

به دنبال اقدام فاشیستی روزنامه جام جم ایران در حذف نام “آزربایجان” از روی پیراهن تیم اتلتیکو مادرید در مسابقات جان قهرمانی اورپا و اعتراض گسترده آزربایجانیان در شبکه های مجازی، سایتهای بی بی سی و العربیه نیز اقدام به انعکاس این خبر کردند.

BBC News
The main logo emblazoned on the chests of Atletico Madrid football players - Azerbaijan Land of Fire - has been edited out of photos published by an Iranian newspaper, it seems.

english.alarabiya.net
Saturday, 10 May 2014
 Atletico Madrid players and fans were in for a surprise after it was revealed that an Iranian newspaper edited out a logo emblazoned on the Spanish team’s shirt in a picture printed this week.
 ______________________

بعد از این اطلاع رسانی، رسانه های ایران طبق روال گذشته اقدام ماله کشی این اتفاق به نفع کشور خود کرده و در این راستا سایت
با درج مطلبی با عنوان
اقدام راسیستی روزنامه جام جم را در حذف نام آزربایجان، یک رویه ثابت در روزنامه های ایران دانست که تبلیغات تجاری همواره از روی پیراهن‌ تیم‌های ورزشی حذف می‌شوند 
 و جنجال بر سر این موضوع را کار ایادی استکباری و آمریکا و نتانیاهو و بدخواهان و اختلاف افکنان و ... دانسته است و مردم به چنگ زدن به ریسمان پان ایرانیزم دعوت کرده است.
ولی مشخص نیست که چرا رسانه های ایران نام "آزربایجان" به خاطر تبلیغ تجاری! حذف میکنند ولی تبلیغات اسپانسر تیم رئال مادرید رو که شرکت
bwin
هست رو هم به راحتی چاپ و پخش میکنند!
جهت اطلاع، این شرکت یکی از بزرگترین شرکتهای قماربازی و کازینو است!
و یا یک نمونه دیگر
 

در ضمن اسم آزربایجان اسم کالا نیست. اگر با این حساب باشد چرا در مسابقات فوتبال و کشتی و وزنه برداری نام ابوالفضل را بزرگ روی لباسهایشان چاپ کرده و همه جا پخش میکنند!
!!!!!!!
 

 پرواضح است که ایران تحمل نام "آزربایجان" را ندارد و مقامات ایرانی اجازه توسعه در هویت خود به یک جامعه قوی (آزربایجانیان) را نمی دهند“ و این عمل نیز تنها بخاطر انگیزه های سیاسی و فاشیستی رسانه های ایران بوده است.

حنای شما دیگر برای ما رنگی ندارد .
دست شما دیگر برای ما رو شده است !
و این کارها ماهیت فاشیستی شما را آشکارتر می کند .
باشید تا صبح دولتتان بدمد ...

 

Tuesday, May 6, 2014

روزنامه جام جم، لوگوی آزربایجان را از پیراهن آتلتيکومادريد حذف کرد!


روزنامه جام جم در شماره 3962 (چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393) تصاویر آتلتيکومادرید را فتوشاپی کرده، آرم آزربایجان را از آنها حذف کرد!

Iranian newspaper removed the Azerbaijani logo ("Land of Fire") from the Atlético's shirts.

Published by Iranian newspaper Jam-e Jam on 30 april 2014


Published by Iranian newspaper Jam-e Jam on 30 april 2014



Click here to download Pdf File

هنر نزد ایرانیان است و بس. 


Tuesday, February 4, 2014

عقب نشینی گستاخانه فارس نیوز/ + لینکهای ذخیره شده / اینبار سوسک سیاه سفید شدیم




اینبار سوسک سیاه سفید شدیم
خبرگزاری فارس نیوز وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بعد از افشاگری آرازنیوز و واکنش فعالان ترک نسبت به توهین شنیع در بخش کاریکاتوری روز سه شنبه هشتم بهمن ماه در یک اقدام گستاخانه بدون عذرخواهی اقدام به تغییر نوشته‌های توهین آمیزخود کرد.
خبرگزاری نیمه‌رسمی فارس‌نیوز در بخش کاریکاتور روز سه‌شنبه مورخه هشتم بهمن کاریکاتور با عنوان“ارزیابی سوسکها!…”و با زیر نویس “هیأت سه نفره ارزیابی وزارت علوم هدف خود را از حضور در دانشگاه صنعتی تبریز بررسی وجود سوسک در خوابگاه ها اعلام کرد!”بار دیگر ترکها را به سوسک تشبیه کرده بود.
جهت مشاهده لینک ذخیره شده، اینجا را کلیک کنید

دیروز بدنبال افشاگری آرازنیوز، کاربران ترک صفحات اجتماعی واکنش شدیدی نسبت به اقدام توهین آمیز خبرگزاری فارس نشان دادند.
جایی که همگان انتظار داشتند این خبرگزاری حداقل از اقدام زشت و غیر اخلاقی خود عذر خواهی نماید امروز گستاخانه و ناشیانه با تغییر عنوان کاریکاتور به “ارزیابی بهداشتی!…” . همچنین با تغییر با زیر نویس به “هیات سه نفره ارزیابی وزارت علوم هدف خود را از حضور در دانشگاه صنعتی تبریز بررسی بهداشتی در خوابگاه ها اعلام کرد!/کارتون:مازیار بیژنی”سعی در لاپوشانی عمل شنیع خود بر آمده است این در حالی است هنوز شکل سوسک در کنار بلدوزر بوضوح دیده می‌شود
جهت مشاهده متن و کاریکاتور ویرایش شده توسط فارس نیوز، اینجا را کلیک کنید



از سوی همین خبرگزاری در روز سه شنبه هشتم بهمن ماه خبری با تیتر ” پیدا کردن سوسک، بهانه حضور هیأت تسویه سیاسی در دانشگاه تبریز بود “روی خروجی خود قرار داده است که این خود دلیلی دیگر بر کاریکاتور توهین آمیز هست.


کاریکاتور و متن اصلی:






کاریکاتور و متن تغییر یافته:





همه این اتفاقات در حالی رخ می دهد که دولت جدید روحانی با عوام فریبی هر روز برای دریاچه در حال مرگ اورمیه طرح جدید ارایه میکند خبر از راه اندازی فرهنگستان زبان ترکی و تدریس زبان مادری در مدارس را می دهد اما تا به امروز نه برای دریاچه نه در مورد زبان ترکی اقدام ملموسی انجام نشده است.
در این میان آنچه قابل تامل است سکوت معنادار و تاسف بار برخی از تشکیلاتها و فعالین ملی دو آتشه دیروز است که حتی بر خود زحمت انتشار خبر توهین آمیز را نداده اند اینها بدانند که حافظه تاریخی ملت مظلوم آزربایجان این روزها هرگز فراموش نخواهد کرد .
ظاهرا وعده های فریبکارانه رئیس جمهوری ایران مسئولین برخی از تشکیلاتهای به اصطلاح ملی و فعالین خوش باور را اقناع کرده است این است که نه درقبال زیاده خواهی و ادعاهای ارضی گروهکهای تروریستی و نه درمقابل توهین شرم آور خبرگزاری فارس نیوز هیچ واکنشی نشان نمی دهند.شاید هم ماها بی خبر از پشت پرده هستیم!
گفتنی است در ۲۲ اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۵ روزنامه دولتی ایران طی کاریکاتور مشابه‌ای ترکها را به سوسک تشبیه کرده بود که با اعتراضات عمومی مردم آزربایجان مواجه شد که منجر به قیام خونین یک خرداد ۱۳۸۵ شد.